السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

578

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

پس هر كسى راهش را گرفت وارد آن شهر شود و هر كس نه پس نه . » « 1 » و محمّدبن‌اسماعيل ، امير يمانى ، پس از گفتارى در معنى اين حديث گويد : « هرگاه اين را دانستيد ، درمىيابيد كه خداوند وصى عليه السلام را به اين فضيلت شگفت‌آور اختصاص داد و شأنش را منحصر به فرد نمود ؛ براى آنكه او را باب شريفترين چيز در جهان هستى قرار داد كه دانش است و آن دانش را هر كسى كه خواهان است با استمداد از او دريافت مىكند ، بلكه او باب شريفترين دانش‌هاست كه دانش‌هاى نبوى مىباشد و آن‌هم دانش جامع‌ترين آفريده‌ى خداوند كه سرور فرستادگانش صلى الله عليه و آله و سلم است . و هر شرافتى از اين شرافت فرو مىريزد و گذشتگان و آيندگان در برابرش سرِ تعظيم فرود مىآورند و همان‌طور كه باب مدينة العلم را ويژه‌ى او قرار داد ، از او چيزها و دانش‌هايى تراويد كه دليل‌هايش به زودى براى شما آورده مىشود . » « 2 » بنابراين انكار عاصمى نسبت به اين معناى واضح حديث با تمام لفظهاى گوناگونش بسيار شگفت‌انگيز است ؛ با وجود آنكه تعدادى از شرح‌كنندگان حديث و ديگران بدان اعتراف كرده‌اند . و از نشانه‌هاى برترى حق اين كه : « سخاوى » و « زركشى » در « المقاصد الحسنه » و « الدرر المنتثرة » حديث مدينة العلم را با حديث « على از من است و من از على هستم و از من جز خودم و على ادا نمىكند » تأييد كرده‌اند كه اين به صراحت دلالت دارد بر منحصربودن اداى احكام و غير آن از طرف رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم به على صلى الله عليه و آله و سلم بدين ترتيب معنى حديث « مدينة العلم » نزد آن دو نفر همان معنى است

--> ( 1 ) . التيسير في شرح الجامع الصغير 1 / 284 . ( 2 ) . الروضة النديه ، 76 .